پنج شنبه 05 اسفند ماه 1395
  نقشه شهرستان  
 
سیمای شهرستان

معرفي شهرستان

 

وجه تسمیه:

 

برخوار در اصل بلخار بوده كه بل به معني بسيار و خار به معني تيغ و خار است كه در كل به معني سرزمين پر از خار و تيغ است.
مرحوم دهخدا ، ذكر معاني متعددي براي كلمه بل كرده است از جمله پست و آفتاب ، بنابراين مي توان گفت بلخار يعني سرزمين پست ( صاف و هموار ) و يا سرزمين گرم و آفتابي كه با ويژگي هاي جغرافيايي و طبيعي اين منطقه سازگاري دارد.
شهرستان برخوار با وسعت
۷۷/۱۹۵۲ كيلومتر مربع كه از اين مقدار حدود ۱۸۶۳ كيلومتر مربع آن دشت و بقيه بصورت ارتفاعات است؛ در شمال اصفهان واقع شده است.
اين دشت از غرب به ارتفاعات مورچه خورت و از شمال به ارتفاعات شمالي بخش برخوار و از جنوب به اصفهان و از شرق به سگزي و كوهپايه محدود مي شود.ارتفاع آن از سطح دريا
۱۵۹۰ تا ۱۶۰۰ متر و

داراي شيب ملايمي حدود5.تا1.5 در هزار از غرب به طرف جنوب شرقي مي باشد.

 

مراكز شهري و روستايي عمده تابعه آن به شرح زير است:
بر اساس آخرين تقسيمات كشوري شامل:
۷ شهر به نام هاي: دولت آباد ( مركز بخش ) - دستگرد - خورزوق - حبيب آباد - كمشچه ، شاپور آباد - سين و ۶ روستا به نام هاي: محسن آباد - علي آباد ملاعلي - پروانه - مرغ - دنبي - علي آباد چي مي باشد.
تركيب جمعيتي شهرستان برخوار
بر اساس سرشماري سال
۱۳۹۰ جمعيت شهرهاي شهرستان برخوار عبارتند از:
جمعيت شهر دولت آباد 
۳۷۰۹۸ نفر
جمعيت شهر دستگرد 
۱۶۸۴۸ نفر
جمعيت شهر خورزوق 
۲۲۳۲۱ نفر
جمعيت شهر حبيب آباد 
۹۴۴۴ نفر
جمعيت شهر كمشچه 
۴۸۷۱ نفر
جمعيت شهر شاپور آباد 
۵۴۸۷ نفر
 و جمعيت شهر سين حدود 
۴۹۸۷ نفر مي باشد

 

 

وضعيت آب و هوا:
اين منطقه با توجه به فاصله اي كه از رودخانه زاينده رود دارد؛ داراي آب و هوائي خشك تر از اصفهان بوده و ميزان بارندگي آن حدود
۵۰ الي ۲۰۰ ميليمتر طي ده سال متغيير بوده است. ميزان تبخيير ساليانه نيز حدود ۲۰۰۰ ميليمتر گزارش شده و مقدار آب نفوذي كمتر خواهد بود. جهت باد بويژه بادهاي غالب از سمت شمال بطرف جنوب و جزء بادهاي خشك مي باشد. اين بادها پس از برخورد با اراضي بدون پوشش گياهي يا با پوشش كافي با خود گرد و غبار و گاهي ذرات ماسه همراه آورده و در فرسايش زمينهاي كشاورزي بي تاثير نخواهد بود. يكي از اهداف عمده ايجاد گردشگاه منطقه اي حبيب آباد با وسعت ۲۴۳ هكتار د رشمال غرب آن شهر جلوگيري از حركت شنهاي روان بوده است.

خاكشناسي منطقه:
خاكهاي برخوار جزء خاكهاي AZONALوZONAL(مقدار نمك در اين خاكها زياد) مي باشد.
ساختمان فيزيكي ذرات خاك منشوري و مكعبي شكل است و تمركز كريستال گچ و آهك بصورت لكه در طبقات خاك است. اين سري خاكها اكثرا اراضي نامرغوب را تشكيل داده و معمولا قابليت نفوذ آب در خاكهاي اين زمينها بسيار كم و تبخير زياد سبب شده كه املاح موجود خاك در سطح زمين تراكم يافته و زمينهاي باير و لم يزرع را بوجود آورند.
مطالعات خاكشناسي در اين مطقه نشان داده ميزان املاح موجود درخاك بتدريج از شمال غرب به طرف جنوب شرق افزايش مي يابد. قلياييت اين خاكها در حدود
۸ ميباشد و ميزان شوري و قليايي در طبقات فوقاني به چشم مي خورد. از نظر بافت خاك با توجه به تغذيه و جابجايي ذرات؛ وضعيت دانه بندي تغيير كرده و باعث باقي گذاردن رسوبات در منافذ خاك مي گردد،كه اين امر موجب پايين آمدن خلل و فرج خاك و نهايتا كاهش نفوذ پذيري مي گردد. در بعضي از نقاط لايه هاي گچي فراوان ديده مي شود كه مي توان جزء زمينهاي گچي منظور نمود.
به طور كلي خاكشناسي منطقه اكثرا مخلوطي از رس با رگه هاي نازكي از شن و ماسه با قابليت نفوذ پذيري خيلي كم همراه مي باشد و آهك پراكنده و نا ظاهر در پروفيل خاك وجود دارد. در كل كلاس خاكهاي اين منطقه بيشتر
۳ و ۵ مي باشد.

منابع آب:
مطالعات آبهاي زير زميني برروي دشت برخوار از سال
۱۳۴۳ شروع و تاكنون ادامه دارد و از سال ۱۳۴۶ اين منطقه به علت پايين رفتن آب زير زميني و برداشت بي رويه از نظر حفر چاه ممنوعه اعلام گرديده است و به علت كمي باران هر ساله در حال افت بوده و لازم است اين وضع مورد توجه قرار گيرد. كلا دو نوع منبع آب در اين منطقه وجود دارد كه به شرح زير است:
قنات: آنها از شمال غرب بطرف جنوب شرق مي باشد و مادر چاه بعضي از آنهاخارج از منطقه قرار گرفته كه به تدريج با كم شدن نزولات آسماني در منطقه و در نتيجه پايين افتادن سطح آب زيرزميني، تعدادي از آنها خشك شده به طوري كه تا سال
۱۳۵۱ تعداد آنها به پنجاه رشته رسيده است و بر اساس آخرين آمار مقدار قنوات موجود ۱۴ رشته اعلام گرديده است.
چاههاي عميق: طبق آخرين آمار برداشت شده تعداد
۷۱۳ حلقه چاه عميق تا تاريخ ۱/۴/۸۲مي باشد. اين چاهها بيشتر داراي عمقي بيشتراز ۱۵۰متر ميباشند.

كيفيت آبهاي زيرزميني:
از نظر كيفيت شيميايي آبهاي زير زميني منطقه داراي املاح نسبتا زياد بوده و در نقاط مختلف درصد املاح متغير است. ميزان آن از جنوب غرب و شمال غرب بطرف مركز وشرق منطقه افزايش مي يابد. بطوري كه در منتهي اليه دشت ميزان كلر موجود در آب به
۶۰۰۰ ميليگرم در ليتر و هدايت الكتريكي ۱۰۰۰۰ ميكروموس مي باشد و در ابتداي دشت به علت وجود سه محل تغذيه يعني دره مورچه خورت، دره نجف آباد، رودخانه زاينده رود و كانالهاي انشعابي ميزان املاح آب پايين است چنانكه ميزان كلر در حوالي دره نجف آباد حدود ۲۵۰ ميليگرم در ليتر است.
بطوركلي در منطقه برخوار كيفيت آبهاي زير زميني بيشتر در كلاسهاي C
۴ S۱ — C۴S۲ — C۳S۱ مي باشد. منابع آبي كه در قسمت شرق واقع شده خارج از كلاسهاي فوق مي باشد.

منابع تغذيه آب منطقه:
دشت برخوار از سه جهت عمده تغذيه مي شود:
۱- دره شمال غربي كه همان آب خروجي از دشت مورچه خورت مي باشد.
۲- دره غربي كه شامل آب خروجي از دشت نجف آباد است.
۳- جنوب كه شامل رودخانه زاينده رود و كانالهاي منشعب از آن بوده
با توجه به مطالعه نقشه تراز آبهاي زير زميني منطقه برخوار آب اين منطقه از سه جهت فوق به طرف مركز دشت جريان يافته و سپس از سمت شرق به زير حوزه كوهپايه سگزي وارد مي شود.

وضعيت كشاورزي:
مالكيت زمينهاي اين منطقه عموما به صورت خورده مالكي يعني كمتر از
۲هكتار ميباشد و بدين ترتيب نمي توانند زندگي خود را از طريق كشاورزي به تنهايي تامين نمايند و مجبور هستند در مواقع بيكاري به امور غير ازكشاورزي پرداخته تا تامين شوند. يكي از عوامل مهاجرت روستائيان از ده به شهر نداشتن زمين و ساير امكانات كشاورزي ديگر مي تواند باشد؛ كه ميتوان از طريق هيئت واگذاري زمين به آنهاداده شود و آب آن را هم به هرطريق كه ممكن باشد تامين نمود و در صورت نبودن زمين و ساير امكانات افراد را نسبت به احداث واحد هاي توليدي بويژه وابسته به كشاورزي تشويق نمايد.
كمبود آب مهمترين عامل ركود كشاورزي در منطقه بوده است. تامين آب كشاورزي و آشاميدني برخوار در گذشته اغلب از طريق قنات انجام مي شده است و كشاورزان با دلگرمي بيشتري به اين امور مي پرداختند و آب آنها نسبت به چاه داراي كيفيت نسبتا بالائي بوده ولي بتدريج با كم شدن نزولات آسماني و پايين رفتن سطح آبهاي زير زميني در منطقه قنوات شروع به خشك شدن نموده و آنها را ناچارا مجبور به حفر چاه و نصب موتور پمپ جهت تامين آب كشاورزي و آشاميدني نمودند.
همچنين كشاورزان با اقدام به حفر يكسري چاههاي غير مجاز باعث كم شدن آبهاي زير زميني و در نتيجه پايين رفتن سطح آب گرديده اند. به همين علت اراضي منطقه را به سه دسته تقسيم نموده اند كه مساحت آنها براي هر يك از روستاها و شهرها به شرح زير مي باشد :

اراضي قابل استفاده :
۱- اراضي زير كشت ساليانه و دائمي
۲- اراضي آيش
۳- اراضي باير قابل استفاده
يك سوم اراضي قابل استفاده منطقه زير كشت ساليانه و دائمي و بقيه بصورت آيش يا باير قابل استفاده نمي باشند. اين نسبت در تمام منطقه يكسان نيست و بستگي به ميزان زمين و آب دهي چاههاي حفر شده دارد.
بعد از كمبود آب كيفيت آب را هم نبايد ناديده گرفت بطوري كه در بعضي از قسمتها باندازه اي املاح آب بالا است كه باعث تخريب خاك و در نتيجه عدم امكان كشاورزي در منطقه مي گردد. بعد از آن كميت و كيفيت خاك را هم بايد در نظر گرفت يعني بالا بودن املاح خاك و در نتيجه شور بودن آن و همچنين كم بودن ضخامت خاك كشاورزي باعث شده كه در منطقه اكثرا محصولات يكساله و مقاوم به شوري كاشته شده و گياهان دائمي مانند درختان ميوه در بسياري از نقاط نتيجه خوبي ندهد.
اينك باشناخت عوامل اصلي كه در بالا بردن يا پايين آوردن سطح كشاورزي منطقه موثر مي باشند به نحوه انجام آن در برخوار مي پردازيم. كشاورزي در برخوار ابتدا مانند ساير مناطق بوسيله نفر انجام مي گرديد يعني تمام عمليات كاشت، داشت و برداشت با دست انجام مي گرفت و همچنين تقويت زمينها با كود هاي حيواني عمل مي شده كه اين كود در اين منطقه علاوه بر تقويت زمين باعث اصلاح آن و يا به عبارت ديگر باعث بالا بردن قابليت نفوذ آب و پوك شدن آن مي گردد.
با بوجود آمدن انقلاب عظيمي در علوم كشاورزي كه يكي از اثرات آن پيدايش ماشينهاي كشاورزي بود؛ ساكنان منطقه برخوار از قديمي ترين ماشين كشاورزي (تراكتور) بهره گرفته و چه بسا هزينه انجام مراحل سه گانه كاشت، داشت و برداشت را كاهش داده و عملكرد محصول كشت شده را افزايش داده است.
يكي از مشكلات كشت مكانيزه در منطقه كوچك بودن مساحت مالكيت ها درمنطقه بوده و باعث شده كه بهره دهي آن نسبت به ساير مناطق كه مالكيت ها بزرگ است كمتر باشد. اين مطلب هم ناگفته نماند كه در حال حاضر چون درآمد اكثر كشاورزان اكتفاي خريد ماشين آلات را نمي نمايد آن را به صورت ساعتي يا جريب يا روزانه كرايه مي نمايند. براي رفع اين مشكل و تشويق كشاورزان بهتر است دولت از طريق مركز خدمات روستايي اقدام به تهيه ماشين آلات نموده وبا يارانه در اختيار كشاورزان قرار دهند.

محصولات كشت شده در منطقه:
حال به محصولات كشت شده در منطقه مي پردازيم.
محصولات را ميتوان به دو دسته محصولات زميني يا زراعت و محصولات دائمي مثمر تقسيم بندي نمود.
زراعت شامل : گندم، جو، محصولات جاليزي و علوفه اي، دانه هاي روغني(کلزاو گلرنگ)، چغندر قند،  ذرت دانه اي مي باشد.
محصولات دائمي دائمي مثمر شامل: سيب، انگور، پسته، انار، ميوه جات هسته دار است.


.

 

 

 

ورود |عضويت
Copyright (c) 1395/12/05 پرتال مديريت جهاد كشاورزی شهرستان برخوار
پرتال سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان
Ariana Informatics Group - گروه داده ورزي آريانا